لسان الملك سپهر
35
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
[ غالب ] و نسبت پيغمبر به غالب رسد و غالب را دو پسر بود اول : لؤىّ ، دويم : تيم و نام مادر ايشان سلمى بنت عمرو بن ربيعة بن الخزاعية است . [ لؤىّ ] و نسب پيغمبر با لؤىّ پيوندد و لؤىّ را چهار پسر بود : اول : كعب ، دويم : عامر ، سيم : سامه ، چهارم : عوف . و مادر كعب و سامه و عامر « 1 » ، ماويه دختر كعب بن القين بن جسر بود از قبيلهء قضاعه و مادر عوف مخشيه بنت سيان بن محارب بن فهر بود « 2 » وقتى در ميان سامة بن لؤىّ و برادرش عامر خشونتى واقع شد و از آن كار به معادات و مبارات كشيد و عاقبت سامه از عامر هراسناك شده عزم جلاى وطن فرموده ، و خواست تا سوى عمان كوچ دهد . آنگاه كه بر شتر خويش برنشست كه طى مسافت كند . ناقهء او براى چريدن سر فرو داشت و مارى از خاربن سر بدر كرده لب آن را بگزيد چنان كه در حال بيفتاد و بمرد . چون سامه از ناقه به زير افتاد هم او را بگزيد و او نيز به هلاكت رسيده و در حين سكرات موت بيتى چند انشاد فرمود و نگارندهء اوراق به نگارش يك بيت از آن پرداخت : لا ارى مثل سامة بن لؤىّ * يوم حلوا به قتيلا لناقة اما عوف بن لؤىّ با چند تن از مردم خود به ارض غطفان آمد كه نسبت به عيلان رساند و چون در آن زمين سكون اختيار كرد آن مردم كه با وى همراه بودند رخصت انحراف داد . اما نسب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر كعب بن لؤى پيوندد - چنان كه در جاى خود مذكور خواهد شد - . ابو عبيدهء جراح از فرزندان حارث بن فهر است و سوده بنت زمعه كه
--> ( 1 ) . متن : عوف . ( 2 ) . به روايت ابن اثير : عوف مادرش بارده دختر عوف بن عنم بن عبد اللّه بن غطفان بود ، فرزندان وى وابسته به غطفان شدند ( تاريخ كامل ، 2 / 832 ) .